تحویل گرفتن دوچرخهها و ساختن لگو
آیا تا به حال دوچرخهتان را در غرفهی «یو» در مرکز دلفت پارک کردهاید؟ احتمالاً با جان بویس، «مرد لگو»، همانطور که مشتریان دائمیاش او را صدا میزنند، برخورد خواهید کرد. او ۶۶ سال دارد و ۷ سال پیش بازنشستگی زودهنگام گرفته است. او دوست نداشت در خانه بنشیند، اما پیدا کردن شغل جدید برایش دشوار بود. Werkse! به او کمک کرد تا در پارکینگ دوچرخه U-stal در مرکز دلفت شغلی پیدا کند.
جان بویجس از مربی کاریابیاش، راجر عبدالهخان، که در طول مصاحبه کار جان را به عهده میگیرد، میپرسد: «همه چیز خوب پیش میرود؟» جان به تازگی یک دوره فشرده بررسی دوچرخهها را به او داده است و از روی صدای بوق دستگاه اسکن میتواند تشخیص دهد که آیا راجر کارش را خوب انجام میدهد یا خیر. او اکنون یک سال و نیم است که در U-stal کار میکند، کاری بسیار متفاوت از شغل قبلیاش. «من تقریباً ۴۰ سال به عنوان برقکار کار کردم، اما به ابتکار خودم بازنشستگی زودهنگام گرفتم. کار از نظر جسمی بسیار طاقتفرسا شد. من آرتروز و زانوهای فرسوده دارم. بعد از مدتی خانهنشینی، میخواستم دوباره مفید باشم. با این حال، با بیماریهای جسمیام، نتوانستم یک شغل ثابت پیدا کنم.»
نشانه توافق شغلی.
جان مدتی در فروشگاه دست دوم فروشی داوطلب شد و در آنجا لوازم برقی تعمیر کرد. «این کار جالب بود، اما من به دنبال ثبات بیشتری بودم. سپس به آنها ملحق شدم.» Werkse! در خانهشان را زدند. آنها به من توصیه کردند که برای دریافت گواهی موافقتنامه شغلی از UWV اقدام کنم. با این گواهی، شما اعلام میکنید که نمیتوانید شغل ثابتی پیدا کنید - در مورد من، به دلیل زانوها و کمرم - و یک کارفرما برای استخدام شما یارانه دریافت میکند. سپس ناگهان گزینههای بسیار بیشتری پیش روی من قرار گرفت.
کار در U-stal به طور اتفاقی پیش آمد. «این شغل کاملاً با برقکار بودن متفاوت است، اما من واقعاً از آن لذت میبرم. من اهل دلفت هستم و حالا درست وسط دلفت هستم. با انواع و اقسام آدمها، مثل شهردار، و همچنین با آشنایان قدیمی، مثل پسرعمو و دوست مدرسهای ۴۰ سال پیش، برخورد میکنم. من بیشتر از همه از ارتباط با مردم خوشم میآید.»
لگو در لحظات آرام
جان به تنهایی ورود و خروج دوچرخهها را بررسی میکند. «گاهی اوقات وقتی شیفت عوض میکنیم، گپ کوتاهی با یکی از همکارانم میزنم، اما در غیر این صورت نه. دورههای شلوغی مثل شنبهها و یکشنبهها وجود دارد، اما مثلاً صبحهای دوشنبه خیلی ساکت هستند. بعد پشت میزم مینشینم، روی یک صندلی مخصوص که Werkse! ترتیبش را داده است، و من میروم کمی کاردستی درست میکنم. یا با لگو یک چیز زیبا میسازم. به همین خاطر است که مشتریان دائمی به من میگویند «مرد لگو».
به کار خوبت ادامه بده
در ماه اوت، جان ۶۷ ساله میشود، سن «واقعی» بازنشستگی. «این یعنی دیگر بند «توافقنامه شغلی» شامل حال من نمیشود، و همچنین شرکت U-stal دیگر نمیتواند من را شاغل نگه دارد. این مایه تاسف است، اما من هنوز میتوانم به صورت آماده به کار به کارم ادامه دهم. این کاری است که میخواهم انجام دهم. و من برای شرکت حمل و نقل شهری دلفت درخواست دادهام که گردشگران را با توک توک از دلفت عبور میدهد. این کار داوطلبانه است، اما برای من ربطی به پول ندارد. من فقط میخواهم سرم شلوغ باشد.»
آیا مایل به دریافت آخرین اخبار هستید؟
-
مقاله را به اشتراک بگذارید