قرارداد دائمی با آتش نشانی از طریق Werkse!
محمد میرزایی، افغان-هلندی، ده سال برای گرفتن اجازه اقامت منتظر ماند. وقتی بالاخره اجازه اقامتش را گرفت، وقت کار کردن بود. مدتی پیتزا تحویل میداد، اما این برای حمایت از خانوادهاش کافی نبود. از طریق شهرداری، شغلی پیدا کرد. Werkse!حالا، یک سال بعد، او یک موقعیت دائمی در منطقه ایمنی هاگلاندِن (VRH) دارد. یاپ ون در میر، سرپرست تیم، میگوید: «ما از محمد بسیار هیجانزدهایم.»
VRH و Werkse!، مدت زیادی است که ارتباطات خوبی دارند. Werkse! از جمله کارهای دیگر، نظافت VRH را ترتیب میدهد. «وقتی یک موقعیت شغلی خالی در تیم «حفاظت شخصی» ایجاد شد، ما ایمیلی از طریق ... دریافت کردیم.» Werkse! ون در میر میگوید: «ما دو کاندیدا داشتیم. هر دو به مدت یک ماه کار کردند. محمد مورد علاقهی فوری ما بود، بنابراین به او پیشنهاد قرارداد دادیم. او اکنون در کارگاه دستگاههای تنفسی کار میکند.»
آزمایش ماسکهای اکسیژن
میرزایی در شرایط ایدهآل خودش است. «من دستگاه تنفس را تمیز میکنم و آزمایش میکنم که آیا هنوز کار میکنند یا نه. سیلندرهای دستگاه تنفس را دوباره پر میکنم، لباسهای کثیف آتشنشان را میشوم و مطمئن میشوم که همه چیز برای جمعآوری در جای مناسب خود قرار دارد.» او برای این کار، آموزش حفاظت تنفسی سطح ۲ را گذرانده است. او همچنین مدرک دیپلم از ... دریافت کرده است. Werkse! او آزمون تئوری گواهینامه رانندگی کامیون را با موفقیت پشت سر گذاشته و اکنون در حال گرفتن گواهینامه رانندگی عملی خود است. «من مشتاق یادگیری هستم و رانندگی کامیون به نظر خیلی سرگرم کننده میآید.» این همچنین یکی از دلایلی بود که او به میرزایی پیشنهاد کار داد. ون در میر میگوید: «بسیار ارزشمند است که او به زودی میتواند کامیون براند. من سعی میکنم تا حد امکان وظایف را در تیم تقسیم کنم تا همه هر روز یک کار را انجام ندهند. کامیون بخشی از آن است.»
تجربه کار با لباس
گواهینامه رانندگی او تنها دلیل پیدا کردن شغل توسط میرزایی نبود. ون در میر میگوید: «محمد سختکوش است. او بدون اینکه از کسی بپرسد، فوراً سر کار میرود. همه این کار را نمیکنند. او همچنین در زمینه لباس تجربه دارد.» میرزایی میگوید: «پدرم در افغانستان خیاط است. من همه چیز را در مورد لباس از او یاد گرفتم.» ون در میر روزانه این دانش را مشاهده میکند. «محمد در استفاده از مواد مهارت دارد، دقیقاً میداند چه چیزهایی را میتوان و چه چیزهایی را نمیتوان در ماشین لباسشویی گذاشت و اگر چیزی نیاز به تعمیر داشته باشد، تماس میگیرد. ما این تعمیرات را به شرکت دیگری واگذار میکنیم.» میرزایی میگوید: «این لازم نیست. اگر اینجا چرخ خیاطی بود، خودم لباسها را میدوختم.»
اگر اینجا چرخ خیاطی بود، خودم لباسها را میدوختم.
ون در میر در مورد تسلط میرزایی به زبان هلندی تردیدهایی داشت. «او خیلی چیزها را میفهمد، اما هنوز خیلی خوب صحبت نمیکند. ما این مشکل را با دادن دوستی به او که تجربه تدریس هلندی دارد، حل کردیم. میرزایی میگوید: «اگر چیزی را نفهمم، از تیم میپرسم.» «ما همچنین هر روز با هم از دلفت به لاهه و برعکس رانندگی میکنیم. آن موقع هم زیاد زبان را تمرین میکنیم.» ون در میر دستاوردهای میرزایی را در چنین مدت کوتاهی تحسین میکند. «با وجود اینکه هنوز تسلط کامل به زبان ندارد، دیپلم سطح ۲ خود را یکجا دریافت کرد. همکاران زیادی هستند که هلندی را خوب صحبت میکنند، اما نمیتوانند فوراً این کار را انجام دهند.»
پارسال هنوز پیتزا تحویل میدادم، حالا در آتشنشانی به مردم کمک میکنم
مثبت اندیشی در مورد همکاری
رهبر تیم نسبت به همکاری با ... مثبت است. Werkse!«من فقط میتوانم به آژانسهای دیگر توصیه کنم که با Werse! یا آژانسهای مشابه کار کنند. مطمئن شوید که با آنها ارتباط خوبی برقرار میکنید. آنها بازگشتکنندگان خود را میشناسند و واقعاً به دنبال فرد مناسب برای کار هستند، که همین امر باعث شد بلافاصله کلی کار برای ما صرفهجویی شود.» میرزایی نیز نظر مثبتی دارد. «اگر شغلی ندارید، به ... بروید.» Werkse!آنها آموزش ارائه میدهند و به شما فرصت میدهند تا بفهمید در چه چیزی خوب هستید و چه چیزی برای شما مناسب است. من میگویم: فقط امتحان کنید. سال گذشته پیتزا تحویل میدادم، حالا به مردم در آتشنشانی کمک میکنم.
آیا مایل به دریافت آخرین اخبار هستید؟
-
مقاله را به اشتراک بگذارید