من به خودم افتخار میکنم.
ایوان دِ گرون (۵۴ ساله) چندین سال است که در بخش مونتاژ کار میکند. او در اینجا اعتماد به نفس خود را دوباره به دست آورده است. اکنون که حالش بهتر شده، آماده است تا در آینده شغل خوب دیگری را انتخاب کند.
ویولن زدن
ایوان کار خود را در بخش بستهبندی شروع کرد، جایی که جعبهها را با شکلات، چای یا گیاهان دارویی پر میکرد. او اکنون در بخش گِواسول کار میکند، جایی که قطعات رباتهای شیردوش را مونتاژ میکند. این کار نیاز به توجه زیادی به جزئیات دارد. او توضیح میدهد: «ما در آنجا با گریس، لاستیک و لاکتایت کار میکنیم - نوعی چسب که فوقالعاده سریع سفت میشود. بنابراین باید به همه چیز توجه کنید. باید بشمارید، بررسی کنید و مدام بررسی کنید.» ایوان میگوید این بسیار مهم است، «زیرا میخواهید محصول خوبی به مشتری تحویل دهید.» او از تمام آن سر و کله زدن با «آن ابزارهای فنی کوچک» لذت میبرد. «در اوقات فراغتم، کارهای سوزندوزی زیادی مانند قلاببافی و بافتنی نیز انجام میدهم.»
مادر گروه
ایوان در محل کار چهرهای آشناست. او با خنده میگوید: «من در واقع کمی مادر بخش هستم؛ این چیزی است که همه من را صدا میزنند. اگر مشکلی پیش بیاید، همکارانم به طور خودکار به من مراجعه میکنند.» او فکر میکند که این به تدریج بخشی از آن شده است. «شاید به این دلیل است که من از نوع دلسوز هستم. من در اصل از مراقبت در منزل آمدهام. این فقط در ذات من است.» برعکس آن هم صدق میکند. ایوان اعتراف میکند: «اگر حالم خوب نباشد، میتوانم کمتر از این را تحمل کنم.» خوشبختانه، درک زیادی در این مورد وجود دارد. «ما گروه خوبی داریم.»
کار از او مراقبت میکند
ایوان نه تنها بیماریهای جسمی را تجربه کرده، بلکه افسردگی را نیز تجربه کرده است. در سال ۲۰۱۸، او دوباره به این بیماری دچار شد. او میگوید: «بنابراین میتواند دوباره اتفاق بیفتد.» برای کنار آمدن بهتر با این موضوع، او آموزش «از تنش تا آرامش» را گذراند. او یاد گرفت که کمتر منفی فکر کند و تمریناتی برای آرامش انجام دهد، به عنوان مثال از طریق تمرینات تنفسی. به لطف آنچه آموخته است، او در موقعیت خوبی قرار دارد. جریاناو میگوید: «من ثبات دارم. خودِ کار هم در این امر نقش دارد.» چون کار کردن به او ساختار میدهد. در نتیجه، او احساس بهتری دارد. به لطف کار و همکارانش، تصویر ذهنیاش از خودش بهبود یافته است. ایوان توضیح میدهد: «من مدت زیادی اعتماد به نفس بسیار پایینی داشتم، اما حالا این وضعیت بهتر شده است. من به مسیری که تا اینجا آمدهام افتخار میکنم.»
چشمانت را باز نگه دار
اگرچه ایوان در بخش گِواسول کاملاً احساس راحتی میکند، اما به آینده نیز نگاه میکند. او میگوید: «فعلاً اینجا احساس راحتی میکنم. اما چشمهایم را باز نگه میدارم. اگر شغل خوبی در حوزه مراقبتهای بهداشتی پیش بیاید، میخواهم از آن فرصت استفاده کنم.» او در زورگوب، بخشی از ...، فرصتهایی دارد. Werkse! تمرکز بر مراقبت، که قبلاً با مددکارش در میان گذاشته شده بود. ایوان با اعتماد به نفسی که دوباره به دست آورده، برای مرحله بعدی آماده است. «من دوباره مشتاقانه منتظر آن هستم.»
آیا مایل به دریافت آخرین اخبار هستید؟
-
مقاله را به اشتراک بگذارید