من هیچ‌وقت با اخم سر کار نمی‌روم

دوازده سال پیش، میرنا جانسه (۲۹ ساله) به عنوان کارآموز به ما پیوست. Werkse! و بلافاصله در آنجا ماند. او در بخش‌های مختلفی کار کرد، به DSM و IKEA منتقل شد و سرانجام موقعیت دائمی خود را در اداره پست پیدا کرد.

میرنا می‌گوید: «از مرتب کردن نامه‌ها، دسته‌بندی نامه‌ها و رساندن نامه‌ها - من از همه اینها لذت می‌برم. اما رساندن نامه‌ها با دوچرخه‌ام چیزی است که بیشتر از همه از آن لذت می‌برم. من فقط یک آدم اهل طبیعت هستم.» او می‌گوید یک محله جدید اغلب به دلیل خیابان‌های بسته، جاده‌های ناهموار و محله‌های ناتمام، چالش‌هایی را به همراه دارد، «اما در نهایت، همیشه به راحتی پیش می‌رود.»

ناز
میرنا همچنین از گپ زدن با مردم اینجا و آنجا لذت می‌برد. «من اغلب نامه‌ها را به افراد مسن تحویل می‌دهم و آنها از گپ زدن لذت می‌برند. اخیراً، وقتی هوا خیلی گرم بود، حتی یک زن ۸۵ ساله را که روی ویلچرش نشسته بود، در سایه گذاشتم در حالی که شوهرش ماشین را پارک می‌کرد. او فکر می‌کرد این خیلی شیرین است و با اشتیاق از من تشکر کرد. این یک برخورد دوست‌داشتنی بود. و بعداً در همان هفته، یک دختر جوان به من بستنی تعارف کرد. آیا این شیرین نیست؟»

مشتاق یادگیری
میرنا ساعت ۸ صبح شروع به کار می‌کند و تا ۴:۳۰ بعد از ظهر کار می‌کند. «اگر کارمان زودتر تمام شود، گاهی اوقات می‌توانیم زودتر به خانه برویم. و گاهی اوقات آنقدر نامه زیاد است که بعد از ساعت ۴:۳۰ هم به راهمان ادامه می‌دهیم - چون باید تحویل داده شوند.» به طور متوسط، دو ساعت طول می‌کشد تا او یک محله را پیاده طی کند. همچنین روزهایی هست که او نمی‌تواند تمام نامه‌های یک محله را در کیف‌هایش جا دهد، بنابراین مجبور است در بین راه برگردد تا بقیه را تحویل بگیرد.

هر کاری که میرنا می‌تواند انجام دهد، در حین کار یاد گرفته است. «من بیشترین چیزها را از مدیرم، نیکو ندرپل، یاد گرفتم. اما البته، شما از همکارانتان هم یاد می‌گیرید. باید مشتاق باشید که این کار را به خوبی یاد بگیرید.» سخت‌ترین چیزی که او باید یاد می‌گرفت، مرتب‌سازی نامه‌ها بر اساس کدهایی بود که PostNL روی پاکت‌ها می‌نوشت. «این کدها همیشه درست نیستند و کمی هم پیچیده هستند. علاوه بر این، فشار زمانی زیادی وجود دارد، زیرا نامه‌ها باید به موقع تحویل داده شوند. اما عجله باعث اتلاف وقت می‌شود؛ شما مطمئناً اشتباه خواهید کرد. به همین دلیل است که کار دقیق بسیار مهم است. بررسی، بررسی و دوباره بررسی کنید.»

دوستان
میرنا با همکارانش خوب کنار می‌آید. «ما مرتباً در بین کار می‌خندیم که باعث می‌شود کار لذت‌بخش شود. ما با هم قهوه می‌خوریم و هر از گاهی نیکو برای کل تیم یک گردش ترتیب می‌دهد. یک شام بیرون یا یک شب بولینگ. و من همچنین با برخی از همکارانم خارج از محل کار ملاقات می‌کنم؛ آنها با هم دوست شده‌اند.»

روی هم رفته، کار برای میرنا خیلی مهم است. «من یک فرزند دارم که باید از او مراقبت کنم، بنابراین خوب است که یک شغل و درآمد ثابت داشته باشم. به همین دلیل است که هر روز صبح با خوشحالی از خواب بیدار می‌شوم و هرگز با بدخلقی سر کار نمی‌روم. واقعاً باید اتفاقی بیفتد که من بدخلق باشم.»

آیا مایل به دریافت آخرین اخبار هستید؟

همین حالا ثبت نام کنید

ادامه مطلب را بخوانید

همه داستان ها

افراد زیادی جستجو کردند