«شما همیشه در این شغل چیز جدیدی یاد می‌گیرید»

وندی دی هوگ (۵۱ ساله) در سن ۲۱ سالگی شروع به کار کرد. Werkse! و سپس به سوپرمارکت جامبو منتقل شد. او مدت زیادی از کار کردن در آنجا لذت برد. دو سال پیش، او شغل متفاوتی می‌خواست. «می‌خواستم در زمینه نظافت کاری انجام دهم.»

وقتی وندی دو سال پیش به مربی شغلی‌اش گفت که می‌خواهد در زمینه نظافت کار کند، دقیقاً می‌دانست از کجا شروع کند: شهرداری. وندی: «با هم رفتیم که نگاهی به آنجا بیندازیم و من از آن خوشم آمد. فوراً با مدیر و همکارانم ارتباط برقرار کردم. از آن موقع نتوانسته‌ام اینجا بمانم.»

فارغ التحصیل
وندی به سرعت آموزش اجباری نظافت مقدماتی را گذراند: «شما در آنجا تمام ترفندهای مهم این حرفه را یاد می‌گیرید، مانند نحوه تمیز کردن سریع و کامل توالت‌ها، نحوه تی کشیدن و از این قبیل کارها. و من قبول شدم، بنابراین اکنون یک نظافتچی دارای گواهینامه هستم!» وندی ساعت ۷ صبح به همراه سرپرستش، مدینا، در اولین دور خود در شهرداری شروع به کار می‌کند. «آن موقع است که من لیوان‌های ماشین ظرفشویی را، از جمله چیزهای دیگر، برمی‌دارم و بررسی می‌کنم که تمام اتاق‌های طبقه‌ام مرتب هستند.» ساعت ۷:۴۵ صبح، او به شهرداری در گروت مارکت می‌رود، جایی که او و همکارش مایک تا حدود ساعت ۱۰ صبح نظافت می‌کنند. «مایک دوست من است؛ ما به خوبی روغن‌کاری شده‌ایم. در شهرداری، توالت‌ها، آبدارخانه، لبه‌ها و لبه‌ها را تمیز می‌کنیم و اتاق‌ها را بررسی می‌کنیم تا ببینیم آیا چیزی نیاز به انجام دارد یا خیر.»

خانه اول و دوم
وندی شهرداری را «خانه دوم» و اداره شهر را «خانه اول» خود می‌نامد. حدود ساعت ۱۰ صبح، او به اداره شهر برمی‌گردد تا تمام کارهای نظافت را انجام دهد. «من همه چیز را با سرعت خودم انجام می‌دهم. وقتی کارهای معمولم تمام می‌شود، همیشه می‌پرسم که آیا کار اضافی دیگری لازم است یا خیر. مثلاً همه اتاق‌ها را بررسی می‌کنم تا ببینم آیا چیزی نیاز به پر کردن مجدد دارد یا خیر. من به خودم اجازه می‌دهم. بالاخره حدود ساعت ۳ بعد از ظهر کارم تمام می‌شود و بعد به خانه می‌روم.»

در میان مردم
کار برای وندی خیلی مهم است: «من نمی‌توانم در خانه بمانم؛ باید در کنار مردم باشم. و این واقعاً با همکارانم خوش می‌گذرد. ​​ما همچنین هر از گاهی کمی خوش می‌گذرانیم: من یکی از آن جوک‌های اسپانیایی را مثل کلاه گیس روی سرم می‌گذارم. واقعاً خنده‌دار است.» او تازه دو هفته تعطیلات داشته، اما این برای او کافی است. «من هم نمی‌روم، همین نزدیکی می‌مانم. من اغلب از تعطیلات برای تمیز کردن خانه خودم استفاده می‌کنم - معمولاً این کار را نمی‌کنم. و هر از گاهی برای صرف قهوه با هم به محل کار می‌روم.»

ترفندها
وندی به سرعت در کارش پیشرفت می‌کند: «شما همیشه در این شغل چیز جدیدی یاد می‌گیرید. هر چیزی را که می‌توانید یاد بگیرید، باید بردارید.» برای مثال، اخیراً به او کل روال کار با لیوان‌های کثیف آموزش داده شده است: اینکه کجا هستند، چه زمانی باید برداشته شوند، چگونه باید با آنها رفتار شود و در نهایت باید کجا بروند. «می‌دانید، من در این کار خوب هستم؛ من فوت و فن کار را به سرعت یاد می‌گیرم. و اگر چیزی را ندانم، می‌توانم از یکی از مدیران بپرسم. می‌توانم به آنها تکیه کنم؛ می‌توانم همه چیز را با آنها در میان بگذارم. اگر چیزی گم شده یا شکسته باشد، آن را به آنها گزارش می‌دهم. و اگر مشکلی وجود داشته باشد، آنها همیشه راه حلی پیدا می‌کنند.»

آیا مایل به دریافت آخرین اخبار هستید؟

همین حالا ثبت نام کنید

ادامه مطلب را بخوانید

همه داستان ها

افراد زیادی جستجو کردند