کار با اوتیسم: «البته که من یک دفترچه راهنما دارم»
- اخبار
- ساکنان
- 20 ژوئن 2025
- ۲.۵ تا ۴ دقیقه
متن: Katja Wijnands، TU Delta
عکاس: Thijs van Reeuwijk
ویلماین ون هاگن پس از فرسودگی شغلی، تحصیلات طراحی صنعتی خود را در دانشگاه صنعتی دلفت به پایان نرساند. او به اوتیسم مبتلا شد. اکنون او به عنوان عضوی از کادر پشتیبانی به طراحی صنعتی بازگشته است. او بخشی از برنامه مشارکت دانشگاه صنعتی دلفت برای افرادی است که نمیتوانند شغل ثابتی پیدا کنند. "اینجا جایی برای من هست تا متفاوت باشم."
ویلماین ون هاگن اولین فرسودگی شغلی خود را در ۱۴ سالگی تجربه کرد. «آن زمان هرگز به عنوان اوتیسم تشخیص داده نشد. فقط یک سال بود که از مدرسه غیبت داشتم.» پس از معاینات، مشاوره با روانشناسان و پزشکان، او بهبود یافت. تا اینکه دو سال بعد دوباره دچار عود بیماری شد. «اساساً همیشه همینطور پیش میرفت. دو سال رفت، یک سال رفت.»
او در حالی که از مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته طراحی صنعتی فارغالتحصیل میشد - با نمرات خوب و تکمیل تمام دروسش - دچار فرسودگی شغلی شدیدی شد. "من سالها پس از آن کاملاً ناتوان بودم." تشخیص نهایی او: اوتیسم. "در برخی موقعیتها، من کاملاً تحت تأثیر محرکها قرار میگیرم. گاهی اوقات مجبورم به سختی کار کنم تا فقط از نظر اجتماعی جا بیفتم. دیگران حتی لازم نیست در مورد آن فکر کنند. مغز من فقط متفاوت کار میکند."
قرارداد دائمی
او از طریق UWV و شهرداری به ما مراجعه کرد Werkse! کاملاً درست است. «سپس این فرصت فوقالعاده را پیدا کردم که در دانشگاه فنی دلفت کار کنم.» او اکنون یک قرارداد دائمی به عنوان مسئول مشارکت در دانشگاه فنی دلفت دارد. «من بخشی از کادر پشتیبانی هستم و از کمک به افراد در زمینه گرافیک و تصویرسازی لذت میبرم. همچنین به پردازش دادههای تحقیقاتی کمک میکنم و به دانشجویانی که در حال یادگیری ساخت انیمیشن هستند، آموزش دادهام.»
لحظه تنظیم
ویلمجین به عنوان یک کارمند مشارکتی، توسط یک مربی شغلی از ... راهنمایی میشود. Werkse! و یک دوست در تیم خودشان و مانند همه کارمندان، یک مدیر. اریک شورلمر، دبیر دپارتمان طراحی انسانمحور، مربی و مدیر ویلمجین ون هاگن است. او میگوید: «ما یک بررسی هفتگی داریم. اغلب در مورد محتوا است، اما بیشتر در مورد اینکه ویلمجین اکنون چگونه عمل میکند. و سپس با هم بررسی میکنیم که چگونه میتوانیم کارها را متفاوت انجام دهیم.» به عنوان مثال، استراحت کردن. ون هاگن موافق است: «وقتی روی چیزی کار میکنم، برایم دشوار است که متوقف شوم. و اینجاست که گیر میکنم.»
مغز من همه چیز را مهم میبیند
شورلمر میگوید یکی از مزایای او این است که در برقراری ارتباط بسیار خوب عمل میکند. «او مشکلاتش را میشناسد و میداند به چه چیزی نیاز دارد.» مثلاً وضوح. او باید بداند چه انتظاری داشته باشد. ون هاگن توضیح میدهد: «این روشی است که برای افراد مبتلا به اوتیسم کار میکند. مغز ما در اولویتبندی خیلی خوب نیست. مغز من همه چیز را مهم میبیند.» او همچنین به زمان بیشتری برای پردازش اطلاعات نیاز دارد. و شورلمر معتقد است که این یک مزیت بزرگ است. «ویلمین سوالات بسیار روشنبینانهای میپرسد و چیزها را بدیهی نمیداند.»
ون هاگن در حال حاضر روی یک پروژه مرتبط کار میکند: او در حال طراحی نقشههایی برای وبسایت است که هویت بخشهای تازه تشکیلشده در دپارتمان طراحی انسانمحور را نشان میدهد. دقیقاً همین منحصربهفرد بودن اوست که او را به عضوی ارزشمند برای تیم تبدیل میکند. «ویلمین با کارمندان در مورد اینکه این هویت مستلزم چیست صحبت کرده است. ما اکنون که هستیم، نماینده چه چیزی هستیم؟ او به شیوهای بسیار سیستماتیک سوال میپرسد.»
درک زیاد برای افرادی که متفاوت هستند
از کجا میدونی ون هاگن اوتیسم داره؟ بعضی وقتها سکوت پیش میاد. چون یه کم بیشتر طول میکشه تا یه چیزی تو ذهنش جا بیفته. این برای بعضیها ناراحتکنندهست؛ اونا تمایل دارن اون سکوت رو پر کنن. «من تماس چشمی شدیدی برقرار میکنم و مردم این رو خیلی معذب میبینن. تو هم همینطور؟ در حالی که خیلی از افراد اوتیسمی اصلاً تماس چشمی برقرار نمیکنن.» او ادامه میدهد: «من نمیتونم با اجراهای کوچیکی که مردم تمام روز انجام میدن ارتباط برقرار کنم. پچپچهای سطحی که باید یه چیزی ازش بخونی و جواب درست رو بدی.»
ون هاگن متوجه میشود که در دانشگاه فنی دلفت درک زیادی از افرادی مثل او وجود دارد. «برای من جا هست که متفاوت باشم، و این همیشه اینطور نبوده است. این شغل برای اعتماد به نفس من خوب است. آنها نیازهای من را در نظر میگیرند. چون من البته یک دفترچه راهنما دارم. این واقعیت که این موضوع با دقت در نظر گرفته میشود، بسیار رضایتبخش است.»
برای سازمان خوب است
شورلمر بر مزایای برنامه مشارکت تأکید میکند. «بودجهای برای ایجاد شغل وجود دارد. معمولاً کار وجود دارد و شما فقط یک کارمند جدید پیدا میکنید. اکنون ما کارمندی داریم که فوقالعاده ماهر است و میتوانیم کار را با نیازهای آن کارمند تطبیق دهیم.»
هر دو امیدوارند که دانشگاه فنی دلفت، علیرغم کاهش بودجه، برنامه مشارکت خود را ادامه دهد. «برای یک سازمان خوب است که انواع مختلف افراد، صرف نظر از ارزشی که اضافه میکنند، به روش خود کار کنند.»
ون هاگن نقاشیهایش را نشان میدهد که به زودی در وبسایت جدید دپارتمان طراحی انسانمحور منتشر خواهند شد. آیا او برای آینده هدفی دارد؟ «اینکه قرار است ساعات کاریام را افزایش دهم. در حال حاضر ۱۶ ساعت کار میکنم و قرار است به ۱۹ ساعت برسم. وقتی اوتیسم در من تشخیص داده شد، مجبور شدم انتظاراتم را تنظیم کنم. هدف نهایی من ۳۸ ساعت کار در هفته نیست. اگر بتوانم به ۲۴ ساعت برسم، از خودم راضی خواهم بود.»
آیا میخواهید درباره برنامه مشارکت دانشگاه فنی دلفت بیشتر بدانید؟
متن کامل مقاله را در TU Delta بخوانید.
آیا مایل به دریافت آخرین اخبار هستید؟
-
مقاله را به اشتراک بگذارید